پارک ملت _ بازی با اردکها
جمعه هفته پیش اینجانب بهمراه یک عدد خواهر شیطون مامان و بابا رو چل کردیم و از بس بیتابی کردیم که مجبور شدن تو زل گرمای تابستون سر ظهر ما رو ببرن پارک. تو پارک خیلی خلوت بود و تک و توک آدم دیده می شد ولی چیزی که خیلی توجه ما رو جلب کرده بود اردکای نازنازی بود که از محوطه ی خودشون اومده بودن بیرون و تو چمنا میچرخیدن. من تا اونا رو دیدم دست و پا و ذوق زدن و جیغ و دادم رفت به هوا و با ملینا بدو دنبال اونا: ما بدو اردکا بدو: بیچاره ها از دست ما در رفتن و برگشتن تو محوطه ی خودشون تا دستمون بهشون نرسه: و من در حسرت گرفتن اردکا از پشت میله ها نظار...








